دستگیری اعضای مکتب قرآن در دهگلان
جمعه, آذر ۳۰, ۱۳۸۶ ۲۲:۳۲بسم الله الرحمن الرحیم
گزارشی مختصر از نحوهی دستگیری و بازداشتِ جمعی از اعضای مکتب قرآن دهگلان در روزهای اخیر:
ـ بعد از برگزاری مراسم قصیدهخوانی و برنامهی ویژهی ماه مبارک رمضان توسط مکتب قرآن دهگلان در تاریخ ۹/۷/۸۶ که منجر به برخورد غیراسلامی و غیرقانونی مسؤولان و مأموران حکومت با افراد برگزار کنندهی مجلس شد و خلاصهای از آن ـ به همراه جریانات سایر شهرها ـ به استحضار رسید؛ متأسفانه برخوردها در شهر دهگلان با دستگیری و بازداشت افراد مکتب قرآن و بازرسی منازل آنان ـ به صورتهای مختلف ـ ادامه پیدا کرده که گوشههایی از آن را ـ از ابتدا تا کنون ـ به شرح زیر بیان میکنیم:
ـ در تاریخ ۱۹/۷/۸۶ تلفنی توسطِ اطلاعات، افرادی برای بازجویی احضار میشوند. امّا برادران مکتب، تماس تلفنی را برای احضار ناکافی دانسته و از رفتن امتناع میکنند بعد از چند روز از طریق آموزش و پرورش دهگلان از شش نفر افراد مکتب قرآن (شاغل) درخواست میشود تا جهت رؤیت احضاریه کتبی، به اداره مراجعه کنند. هنگام مراجعه برادران مکتب قرآن متوجّه میشوند که نامهی مزبور، بدون شماره و تاریخ است! لذا نامه را بیاعتبار دانسته و از رفتن به اطلاعات خودداری مینمایند و … .
۱ـ در تاریخ ۱۲/۸/۸۶ نیروهای اطلاعات و لباس شخصیها ساعت ۱۰ صبح، «کاکه امجد کرمی» یکی از برادران مکتب قرآن را در حالیکه قصد ورود به دبیرستان محل کارش را داشت، بازداشت میکنند و ساعاتی بعد مأموران با رفتن به روستای «آلی پینک»، «کاکه فاروق محمدزاده» (یکی دیگر از برادران مکتب قرآن) را در حین خدمت در محل آموزشی خود دستگیر و هر دو نفر را به دایره اطلاعات قروه منتقل میکنند.
۲ـ در تاریخ ۲۰/۸/۸۶ ساعت ۳۰/۷ صبح، «کاکه حسن علمخواه» را هنگام رفتن به محل خدمتِ آموزشیِ خود، دستگیر میکنند و لحظاتی بعد از آن، با مراجعه به منزل «کاکه حسن قادرمرزی» او را نیز بازداشت و هر دو نفر را به اطلاعات قروه انتقال میدهند.
۳ـ در تاریخ ۲۳/۸/۸۶ ساعت ۳۰/۷ صبح، نیروهای اطلاعاتی با مراجعه به درب منازل دو نفر دیگر از برادران مکتب قرآنی دهگلان را به نامهای «کاکه احمد فتاحینیا» و «کاکه رضا خالدیان»، دستگیر و روانهی مراکز اطلاعاتی و انتظامی قروه میکنند.
نحوهی بازرسی منازل افراد دستگیر شده:
ـ در تاریخهای ذکر شده بعد از دستگیری افراد مذکور، به منازل آنان هم مراجعه و با نشان دادن نامهای مبهم و نامعلوم (از نظر محل صدور!) به افراد خانواده، با اصرار وارد منازل آنان شده و تمام وسایل خانه را ـ به اقرار خودشان برای یافتن آثار کاکه احمد ـ زیر و رو میکنند و بعد از ساعاتی تجسس و بازرسی، وسائل زیادی از قبیل: کُتب مختلف (بعضاً فقط بخاطر کُردی بودنِ آنها!) جزوات و نوارها و سی.دیهای کاکه احمد و مکتب قرآن، دفترچه تلفن و آلبوم عکس و بعضی از قطعات کامپیوتر شخصی و … را بدون ارائه هیچگونه رسیدی میبرند.
ـ لازم به ذکر است این نیروها ضمن جستجوی منازل گاهی با تهدید و گاهی هم با پند و اندرز! سعی کردهاند اعضای خانوادهی دستگیر شدگان را دچار اضطراب کرده و به زعم خود آنانرا از همراهی مکتب قرآن باز دارند و اشاره کردهاند که این مسیر انحرافی و خطرناک است! و یا بدون اجازه و رضایت همسران بازداشت شدگان، مأموران مَرد ساکِ لباسها و چمدانهای شخصی آنانرا مورد جستجو و بازرسی قرار دادهاند در حالیکه این کار میبایست توسط مأموران زن صورت میگرفت.
از طرف دیگر زندانیان در محل بازداشتگاه با برخوردهای نامناسب مأموران روبرو شدهاند مثلاً به خاطر اصرار بر بیگناهی خود و اعلام وفاداری به کاکه احمد و مسیر او مأموران به بهانهی بینظمی و شیطنت! موی سر چند نفر از آنان را به زور تراشیدهاند.
مأموران اطلاعاتی، با شبهه افکنی و گمراه کردن اذهان کسانیکه بازداشتِ این افراد برایشان سؤال بوده (از جمله ملاقاتکنندگان و بعضی از نگهبانان …) سعی کردهاند برادران متعهد و فرهنگی دلسوز را عناصری نامطلوب قلمداد کنند.
ـ جالبتر اینکه یکی از نگهبانان بیخبر از محتوای سی.دیها و نوارهای ضبط شده، در پاسخ به فردی، اظهار داشته اگر اینها مجرم نیستند این همه سی.دی برای چیست؟!
در این قضایا و نیز جریانات شهرهای دیگر، همواره برای مسؤولان دادگستری علّت دستگیری افراد مکتب قرآن مورد سؤال بوده؛ چون قانوناً جرمی را در پروندهی آنان مشاهده نکردهاند تا به استناد آن حکمی صادر نمایند و غالباً بخاطر دخالت نیروهای اطلاعاتی در این امر، آنان با تردید و ابهام، دستوراتی را صادر کردهاند!
تا این تاریخ دستگیرشدگان بدون ارتکاب جرمی، فقط بخاطر پایبندی به عقیده و باور دینی و مذهبی خود ـ بلاتکلیف ـ در بازداشتگاه قروه به سر میبرند و تلاش خانوادهها برای مرخص شدنشان ادامه دارد.
در خاتمه، بارها اعلام شده که مکتب قرآن هیچگونه فعالیت سیاسی ندارد و برگزاری مجالس عمومی (قصیدهخوانی، مولودیخوانی و برنامههای ویژه ماه مبارک رمضان و …) جزء کمترین حق و حقوقی است که مردم اهل سنت، باید از آن بهرهمند باشند، لذا برای مردم سؤال است که مأموران امنیتی و اطلاعاتی به چه دلیل با برگزارکنندگان مجالس، اینگونه برخورد مینمایند در حالیکه این امر در قانون اساسی (که مسؤولان مملکتی بر اجرای درست آن سوگند یاد کردهاند) آزاد اعلام شده است!شورای مدیریت مکتب قرآن
۸۶/۸/۲۷


